مدیران معتاد
انتصاب افراد معتاد به مشاغل مدیریتی در همه سطوح خطرناک است ولی افرادی که با پول،تجارت ،بازرگانی وامثالهم ارتباط دارند این خطر بیشتر می شولذا هرکشوری که درگیر بحران اقتصادی است باید از انتصاب افراد معتاد به مشاغل پلیسی،قضایی ،اقتصاد،بانک،گمرک،بیمه وشهرداری ها و...جلوگیری کند.
به مدیرانی که معتادند نباید مشاغل مدیریتی را تحویل داد یک مدیر معتاد معمولا دیر در محل کار حضور پیدا می کند ،جاذبه مدیریتی ندارد،بی حوصله است،با کارمندان در گیر می شود
مشاغل حساس اداره خودرا به افرادی مثل خودش می دهد،درگیری خانوادگی دارد اکثرا در اداره چرت می زند ،هنگام صبح که دیر وقت به اداره می آید دارای انرژی است ولی
وقتی ساعاتی از روز نگذشته است شروع به چرت زدن می کند ،دراداره می بندد وبا خودش خلوت می کند وحال وحوصله ندارد اکثرا با عصبانیت از اداره خارج می شود.بنابر این مسئو.لان نظام نباید برای چنین افرادی مشاغل مدیریتی را پیشنهاد می کنند وکسانی که چنین افرادی را پیشنهاد می کنند مطمئنا به نوعی به این افراد وخانواده های آنها بدهکارند وگرنه دلیلی ندارد افرادی را که خواب درستی ندارند به مدیریت سازمانها انتصاب کنند
یک مدیر معتاد هزاران خصوصیات بد دارد که لازم به ذکر نیست علی ایالحال یک مدیر معتاد:
زیاد در سازمان حرف می زند وکمتر عمل می کند
مشاغل حساس اداره خودرا به گروهی مثل خودش می دهد
حوصله دیدن کارمندان سالم را ندارد
دراداره چرت می زند
وضعیت بهداشت درستی ندارد
یک مدیر معتادنمی تواند برخورد اجتماعي و سالمي با ديگران داشته باشد و توانايي برقراري رابطه مناسب با ديگران را داشته باشد
یک فرد معتاد نمی تواندواجد شخصيت سالمي باشند . زيرا هر فردي تنها در صورتي مي تواند اقدام به مدیریت به ديگران نمايد
و رابطه گرمي با ديگران برقرار نمايد که خود از شخصيت، اخلاق، روان، عواطف و اعتقادات بهنجار و طبيعي برخوردار باشد.
ساعاتی که کوک است دیوانه وار اسناد مالی دولت را به غلط ویا درست امضاء می کند
اغلب با گروهی از کارمندان درگیر است
همه باید از یک معتاد دوری کنند نه اینکه مسئولیت انجام امور یک سازمان ویا خود را به او بدهند ما حتی به فرزندان مان می گوئیم با افراد معتاد همنشینی نکنند آنوقت ظلم است که خودرا واگذار به چنین افرادی کنند که جامعه از آنها متنفر است باید هر 6ماه در میان مرتب از آنها تست های اعتیاد گرفته شود وحتی افرادی که آلوده به مشروبات الکلی هستند را نباید
به مشاغل مدیریتی انتصاب کرد
یک معتاد نمی تواند برخورد اجتماعي و سالمي با ديگران داشته باشد و توانايي برقراري رابطه مناسب با ديگران را نخواهد داشت بنابر این چگونه می تواند یک مدیر خوبی باشد
او درک شنیدن حرفهای درست کارمندان را ندارد وهرگز نمی تواند رازدار واقعی سازمان خود باشد وموقعی که دربرابر بافور در بین جمعی از هم کیشان خود می نشیند به راحتی اسرار سازمانی خودرا برملائ می کند وهرگز دلسوز سازمان نیست
چه بسیار که حتی خانواده آنها آنها را قبول ندارند ولی متاسفانه گروهی آنها را می پذیرند ودر راس سازمانها قرار می دهند معمولا همسران این افراد آنها را ترک می کنند ویا پس از مدتی از درکنار آنها بودن دچار شرم شده و نمی خواهند فرد مقابل را به عنوان همسر خود به جامعه و دوستانشان معرفی نمایند لذا وقتی فردی را در خانواده نمی پذیرند چرا باید در بالای سر خودمان بپذیریم همه افراد باید تلاش کنند تا جلوی رشد چنین افرادی گرفته شود نه اینکه ضمام امور خود را در سازمانهای خود به آنها بسپاریم همه ما در معرفی چنین شخصیت های به جامعه ومسئولین نظام مسئولیت خواهیم داشت
فردی با شخصیت اعتیاد آور می تواند مستعد ابتلا به بسیاری از انواع رفتار اعتیاد آور باشد از جمله
الکل و مواد مخدر(ازجمله داروهای تجویزی)
اختلالات خوردن مانند بی اشتهایی، اختلال در خوردن غذا، یا غذا خوردن اجباری
قمار
سکس و عشق
گروه ها و فرقه ها
ویژگی های یک شخصیت اعتیادآور
آکادمی ملی علوم با هدف پیدا کردن ویژگی های مشترک همه نوع اعتیاد انجام شده است
آنها قادر به کشف یک مجموعه ای از ویژگی های هستند که همه جایی هست، از جمله پیدا کردن بسیاری از شباهت های مشترک بین معتادان مختلف
این شباهت ها عبارت بودند از
حس بالایی از استرس در زندگی خود
عزت نفس پایین
احساس بیگانگی از دیگران
عدم رعایت ارزشها
آنها تمایل به عمل impulsively
پاداش به تاخیر افتاده آنها تحمل بالایی دارند برای گرفتن
مستعد ابتلا به کمبود توجه
به شدت نا امن در روابط
معمولا از افسردگی یا اضطراب رنج می برند
تمایلات ضد اجتماعی
تحمل بالا برای انحراف
- زمان انتشار: سهشنبه 18 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
برکناری معاونان ومدیران گمرکات
34نفر از مدیران ومعاونان گمرکات ازکاربرکنار یا تبدیل شدند
برای جلوگیری ازرشوه خواری وفساد درگمرکات دولت افغانستان یک حرکت انقلابی کرد و34کارمند را که مسئولیت مدیریتی گمرک افغانستان را داشتند برکنار کردوکارمندانی را برحسب شایسته سالاری ظاهرا جایگزین آنها کرد واین هم یکی از نادرترین حرکت های سالم سازی در جلوگیری از رشوه خواری در گمرکات کشورهای خاورمیانه می باشد بلاخره شکایات مردم افغانستان وپیگیری رشوه خواری از طریق جراید وسایت ها باعث شد که وزارت مالیه افغانستان این موضوع را جدی بگیرد
ظاهرا چند سالی بود که عملا از گمرکات هیچگونه بازرسی صورت نمی گرفت که متاسفانه عدم جابجایی های مدیریتی باعث بد نامی یک سازمان می شود که بهتر است بر عملکرد چنین مدیرانی در گمرکات خاورمیانه نظارت شود ومدیران نباید در یک اداره برای مدت های طولانی ترافیک داشته باشند.مهم این است که این اتفاق در فروردین ماه وآن هم درسال1392اتفاق افتاده است بدین ترتیب کشوری پیدا شد وگوی سبقت را از دیگران ربود
وزارت مالیه افغانستان به تازگی در بیشتر ادارات گمرکی تغییرات گسترده ای را اعمال کرده است
به گزارش پایگاه بین المللی همکاریهای خبری شیعه (شفقنا) به نقل از رسانه های افغانستان ، وحیدالله توحیدی سخنگوی وزارت مالیه کشور گفت: "34 تن در ادارات گمرکی کشور یا تبدیل شده اند و یا هم از کار برکنار شده اند."آقای توحیدی می گوید که ادارت گمرکی میدان بین المللی کابل، هرات، ننگرهار، کابل، نیمروز، خوست و چندین ولایت دیگر کشور شامل تصمیم تازه وزارت مالیه می شود او گفت که داکتر نجیب الله وردک رییس عمومی گمرکات تعیین شده است و بیشتر روسا و معاونان گمرکات کشور نیز تبدیل شده اند.
گمرکات ولایات مرزی کشور به ویژه هرات و ننگرهار به دلیل عواید همواره مورد انتقاد بوده است.برخی گزارش ها حاکیست که بیشترین فساد در افغانستان در دستگاه قضایی و گمرکات صورت می گیرد، جاییکه بیشتر افراد مجبور هستند برای حل قضایای حقوقی و تجاری شان پول پرداخت کنند.گفته می شود که گمرکات کشور و حتی دروازه های ورودی ولایات کشور به میلیون ها افغانی خرید و فروش می شود. تاجران هراز گاهی به دلیل فساد در گمرکات و درخواست پول به دروازه های ولایات، اعتراض کردند.
در همین حال، وحیدالله توحیدی سخنگوی وزارت مالیه می گوید که رقم فساد در گمرکات کشور نسبت به سال های گذشته به مراتب کاهش یافته است.توحیدی گفت: "رقم فساد و رشوه در گمرکات افغانستان نسبت به سال های قبل 65 درصد کاهش یافته که این رقم یک موفقیت چمشگیر برای وزارت مالیه است."او می گوید که عواید سه سال قبل گمرکات 41 میلیارد افغانی بود اما این رقم در سال گذشته به 113 میلیارد افغانی رسیده است.
- زمان انتشار: سهشنبه 18 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
مدیرانی که مسئولیت پذیرنیستندوتاوان کارهای خلاف آنها را کارمندان زیر دست می دهند
كاركنان واحد های تجاری با توجه به اسنادی که امضاء می کنند ممكن است از هر طرف تحت فشار باشند. ممكن است مديران وظايف مختلف و نامناسبي را به عهده کارمندان بگذارند. که شما به یقین می رسید که خود مدیر نشانه بارزاختلاس ویا تخلفات مالی ورشوه خواری است ویا دارای مشکلات اخلاقی وانحرافی وفرهنگی فراوان است پس وظيفه شما است كه در مقابل اين مسايل بايستيد و از حق خود دفاع كنيد که چه خوب یا بد مورد سوال قرار می گیرید لذا زير بار مسئوليت انجام كارها نمي روند. خواه ناخواه مدير بايستي مسئوليت كليه كارهاي واحد خود را بپذيريددر صورتیکه کمتر این اتفاق می افتد ومعمولا هرگاه مشکلی پیش می آید همه کارمندان زیر دست را قربانی می کنند مسئوليت انجام درست يا نادرست كارها درسازمانها در نهايت بهمدیر بر مي گردد. پس لازم است كه مدیری انتصاب شود که ضمن برقراري ارتباط قوي با كاركنان، هميشه آمادگي پذيرش مسئوليتها، را داشته باشيد. زيرا در اين صورت است كه مدير يا ما فوق شما هم به همان نحو مسئوليت كارهايتان را خواهد پذيرفت.
- زمان انتشار: شنبه 15 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
ویژگی مدیران ضعیف امروزی سازمانهای بازرگانی وتجاری
1 - فكر مي كنند كه هم چيز را مي دانند:
مدیران سازمانهی خودرا بنگرید آنها خودشان را ناجی سازمان معرفی می کنند سعی می کنند خودرا با سواد وتحصیلکرده ودارای دانش معرفی کنند در صورتیکه واقعیت چیز دیگری است .با خرج کردن وامکانات مالی که دارند به جای تشریفات اداری سازمان خود شب نامه های متعددی می نویسند وبولتن های تبلیغاتی متعددی تهیه می کنند که هیچ کدام از آنه را در سازمان خود اجرا نمی کنند .البته نه اینکه اجرا نمی کنند بلکه ضمانت اجرایی هم ندارد
2 - دائما" در حال معرفي خود به عنوان مدير هستند:
هربار کارکوچکی می کنند آنرا به بوق وکرنا می گذارند وهمیشه با نفراتی که اجیر کرده اند خودرا انسان کاملی در سازمان خود معرفی می کنند لذا آنها افرادی را از تجار می شناسند که برای آنها تبلیغات فراوان می تواند بکند بنابراین آنها نیز در قبال این تبلیغات حال فوری به فرد می دهند مثلا فردی که در چاله شنا می کرد با تبانی هایی که می کنند فرصت وجولان می دهند تا در اقیانوس شنا کند
3 - همه چيز را تغيير مي دهند:
اقدام به کارهایی می کنند که ظاهرا تغییر است ولی در اصل هیچ تغییری حاصل نمی شود آنها تخصص دارند که فقط شکل رشوه خواری وخیانت را عوض کنند مثلا به محض مدیر شدن سعی می کنند جابجایی بزنند و...
4 - از انجام بعضي كارها در هراس هستند:
با توجه به اینکه از خود چیزی برای گفتن ندارند وصرفا مجری دستورات خلاف در سازمانهای تجاری خود هستند معمولا در طول دوران مدیریتی خویش در استرس به سر می برند که مبادا تخلفات مالی آنها به گونه ای کشف شود
5 - براي شناخت كاركنان سالم رقبتی ندارند وصرفا سعی می کنند کارمندان سالم را به گونه ای از موقعیت خود دور کنند:
6 -با برقراري جلسات متعدد با روسای ستادی مافوق خودوقت را تلف می کنندد:
اکثرا اینگونه نشان می دهند که با مقامات مافوق جلساتی برای رفع مشکل کارمندان داشته اند در صورتیکه این طور نیست آنها سعی می کنند وقت سازمان را هدر دهند
7 - نگران حل مشكلات نيستند:
هرچقدر مشکلات بیشتر باشد آنها بیشتر بهره برداری می کنندزیرا آنها وقتی که مورد خطاب قرار می گیرندمی گویند ما به اندازه ای مشکل داریم که وقت سرخاراندن نداریم
8 - خود را متفاوت از ديگران مي دانند:
9 - از كاركنان خود حمايت نمي كنند
- زمان انتشار: شنبه 15 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
مدیران پر حرف:
اغلب مدیرانی که زیاد حرف می زند کمتر فکر وعمل می کنند لذا به واسطه زیاد حرف زدن، سوتی های زیادی درسازمانهای خوددرطول دوران مدیریتی خود می دهند آنها چون چیزی از خود ندارند مجبورند نقش مدیریتی را مثل یک فیلم یا سریال بازی کنند اینگونه مدیران در صورت صحبت کردن در حضور مدیران مافوق سازمان به صورت ناخودآگاه با بیان مطالبی، می توانند موجبات زیراب زنی فرد یا افرادی از کارمندان را فراهم کنند. چنین مدیرانی هرگز فکر نمی کنند وهروقت شرایطی پیش آید از هردری برعلیه کارمندان سالم زیرآب زنی می کنند چنین مدیرانی چون بر اساس نظام شایسته سالاری رشد نکردند ذاتا زیراب زن هستند وبا زیرآب زدن خودرا حفظ می کنند که به دلیل حماقت فراوان ناخودآگاه زیراب زنی می باشد.این دسته از مدیران اغلب با کمی فکر کردن در مورد حرف هایی که می زنند می توانند از زیراب زدن ناخودآگاه خودداری کنند اما اغلب فراموش می کنند هنگام حرف زدن فکر کنند بنابراین ممکن است مدیران ارشد مدیران زیرآب زن مدیرانی باشند که از نظر مدیریتی شایستگی مدیریت را نداشته باشند بنابر این مدیران ستادی نیز تحت تاثیر چنین مدیران بی منطقی قرار می گیرند.!
- زمان انتشار: شنبه 15 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
مدیران زیر آب زن
زیرآب زنی کارمندی جای خودرا به زیر آب زنی مدیریتی داده است
به جای کنترل کارمندان زیرآب زن لازم است از پیشرفت مدیران زیرآب زن جلوگیری کرد
ظاهرا شکل زیرآب زنی دارای تغییرات زیادی شده است امروزه مدیران زیرآب کارمندان سالم ومقتدر می زنند .مدیران برای خروج کارمندان سالم از حوزه فعالیتشان به گونه های مختلف اقدام به یک حرکت غیر منطقی می زنند .آنها سعی می کنند به هر شکلی کارمندان متشخص را از دوروبرخود دور کنند لذا تمام تلاش آنها این است که بطور محترمانه یا غیر محترمانه کارمندان سالم را از گردونه خارج کنند .ابتدا کارمندان در چنین سبک های مدیریتی تهدید می شوند واگر تهدیدات جواب نداد اقدام به کسرپاداش کارمندان می پردازند ودرنهایت آسانترین کار این است که اورا در قسمت های حاشیه ای سازمان استفاده می کنند ونهایتا شرایط انتقال وی را فراهم می آورند به جای کنترل کارمندان زیرآب زن لازم است از پیشرفت مدیران زیرآب زن جلوگیری کرد.مدیران از کارمندان قوی می ترسند واحساس خطر می کنند که مبادا موقعیت شغلی آنها به مخاطره افتد
- زمان انتشار: شنبه 15 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
مدیران کوکی
مدیران با پول وپارتی هایی که دارند نیروهای سالم را به زور واجبار جابجا کرده وشرایط انتقال اجباری آنها را فراهم می آورند
مدیران برخی از کشورها که به نوعی عقب نگه داشته شده اند وبا توسعه اقتصادی فرسنگها فاصله دارند بر حسب لیلقت به مناصب مدیریتی دست نمی یابند .چنین مدیرانی به علت اینکه بر اساس ضابط بالا نیامده اند ومعیار انتخاب آنها رابطه بوده است بنابراین در سازمانه صرفا نقش یک عروسک را بازی می کنند وبه نوعی در مشاغل مدیریتی برای اجرای امور جاری سازمان کوک می شوند وشارژ آنها بر حسب میزان کوکی است که می شوند وبا هربار کوک کردن آنها چنین مدیرانی جان تازه ای می گیرند البته آنها در کنار چنین عملکردی به تخصص های دیگر خویش نیز می پردازند ونهایت سعی آنها این است که کارمندان سالم را ازدور وبر حوزه فعالیت خود دور کنند وحتی اگر برای آنها پست های بالاتری هم درخواست کنند این کار را خواهند کرد تا به صورت محترمانه این دوری صورت بگیرد .بدین ترتیب برکناری محترمانه نیز جایگاه خودرا از دست داده است وکار به جایی رسیده است که مدیران با پول وپارتی هایی که دارند نیروهای سالم را به زور واجبار جابجا کرده وشرایط انتقال اجباری آنها را فراهم می آورند .
- زمان انتشار: شنبه 15 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
بسته های حمایتی سازمانهای تجاری
بسته های تجاری وحمایتی سازمانها باید کارگشا باشد ،نه اینکه را تجارت را ببند
بسیاری از سازمانهای تجاری بسته های حمایتی از تولید از خود درکرده اند که نه تنها در قالب بسته های حمایتی از تولید نمی گنجد بلکه بیشتربیشتر اطلاعات آنها جنبه شوخی داردکه نبود آنها بیشتر بدرد توسعه اقتصادی می با شد.در همان بسته ها هم بسیاری از تبعیضات به چشم می خوردکه منجر به بدبینی در بین تجار مختلف خواهد شد
شما به نمونه هایی از این بسته ها نگاه کنید این بسته ها کاملا دربهای تجارت را برای تجار بسته است و بیشتر کپی برداری از آیین نامه ها، بخش نامه ها ،دستورالعمل ها و اسناد بالا دستی خود میباشند که نوع کلی گویی است یعنی بیشتر به بیان کلیات اهداف شما و آرزوهای تجار پرداخته اند که علت آن این است که مبتنی بر تحقیقات سیاستی و تحقیقات کاربردی نمی باشند . در صورتی که اگر مبتنی بر پژوهش می بود باید اهداف و برنامه های آن واضح ، روشن، ساده و مهمتر از همه انجام پذیرباشد یعنی در چنین اسنادی باید به طور واضح وروشن به سیاستهای رویه ای نیز اشاره شود یعنی رویه وشکل انجام آن برنامه نیز بطور مشخص بیان شود
- زمان انتشار: سهشنبه 11 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
عملکرد بسیار ضعیف مدیران کشور در امر پژوهش
هزینه های پژوهش در سازمانهای تجاری حیف ومیل می شود
یکی دیگر از مشکلات سازمانهایی که با تجارت درگیر هستند عملکرد مدیران برسر راه پژوهش سازمانهامی باشد که متاسفانه این مدیران اعتقادی به پژوهش نداشته وندارند چون این ها بیشتر مدیران سیاسی می باشند که به علت ضعف دانش خود بر این عقیده می باشند که پژوهش فقط بدرد دانشگاهها و آن عرصه ها می خورد به همین علت هزینه اندکی که به امر خطیر پژوهش نیز تخصیص داده میشود عملا در این حوزه هزینه نمی شود
- زمان انتشار: سهشنبه 11 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)
بسیاری از پژوهش ها در سازمانها ستودنی نیست
پژوهش یک روند هوشمندانه سامانمند برای درک، فهم، باز گویی بازنگری و یافت پدیده ها ، رویداد ها و رفتارها است اول قبل از هر چیز برای سیستم اداری و تصمیم گیران سیاسی ما باید بتوانیم بین انواع پژوهش تفاوت قائل باشیم که ما باید بین پژوهش هایی بنیادی، پژوهش های سیاستی وپژوهش های کاربردی تفاوت قائل شویم. پژوهش های بنیادی پژوهش هایی هستند که هدف آنها شناخت پدیده هاست و در فرایند انباشتی تولید علوم و دانش نقش دارند وبه کار میروند ولی پژوهش های لازم برای سازمان ها باید با هدف بکار گیری این دانش در حل مسائل اجتماعی باشد باید مد نظر داشته باشیم که آن پژوهش هایی که مورد نیاز جهت کسب توانایی در اداره علمی جامعه می باشند باید از نوع پژوهش های سیاستی و پژوهش های کاربردی باشند این پژوهش ها دارای جنبه علمی و مستقیما متوجه حل مشکلات جامعه و بشریت می باشند که البته متکی بر پژوهش های بنیادی می باشند
بسیاری از بودجه ها برای پژوهش در سازمانها بدون اینکه دردی از کشور مرتفع کنند نه تنها حیف ومیل می شوند بلکه هیچ مشکلی از مشکلات سازمانهای تجاری را مرتفع نمی کنند
- زمان انتشار: سهشنبه 11 تیر 1392 - customs-navidi
- نظرات(0)










