جهاد مدیریتی
آرایش جدید مدیریتی
اصلاح ساختار مدیریتی
سازماندهی وآرایش مدیریت
مطمئن باشید که تعویض مدیران چند سازمان در کمتر از یکماه قابل انجام است چرا که در عرض چند روز مطالعه مردم یک کشور برای تعیین سرنوشت کشور خودنمایندگان متعددی را به مجلس آن کشور معرفی می کنند بنابراین جابجایی مدیران سازمانها از جابجایی کارمندان انتقالی یک سازمان آسان تر است
در شرایط بحران اقتصادی به تصمیم گیران کشورهای در گیر بحران در دنیاتوصیه می شود که :
چشمان خودرا ببندید ومدیران شایسته ،عدالت محور،با انصاف وباوجدان کاری راجایگزین مدیران قبلی کنیدواز شیطنت آنها نترسید و آنها را که واقعا در ایجاد بحران اقتصادی مداخله داشتند نه تنها سرجایشان می نشانید بلکه باید در مقابل آنها ایستادگی کرده واز آنها در مقابل عملکرد ضعیفشان پاسخ بخواهید.واز اینکه خودمان را سرگرم عواملی کنیم که اعلام میدارند جابجایی مدیران خیانتکار به صلاح کشور نیست ومواردی از این قبیل باید با قدرت تغییرات را ایجاد کرد وگرنه مصلحت اندیشی در شرایط بحران اقتصادی دامنگیر ساختار های سیاسی نیزخواهد شد
معمولا کشورهایی در دنیاکه درگیر بحران های اقتصادی می شوندناگزیرند در ساختار وترکیب مدیریتی خویش تغییراتی ایجاد کنند بیشترین تغییراتی که در سطوح مدیریتی ایجاد می شود معمولا به سازمانهایی نظیر بازرگانی،اقتصاد،بانک،گمرک،صنایع،استاندارد،شرکت نفت بر می گردد .بدین ترتیب دولتها موظفند در ساختارهای مدیریتی سازمانهای صدرالاشاره تغییراتی ایجاد کنند چراکه مدیریت های ضعیف منجر به بحران های اقتصادی می شود.بجای مدیرانی که با روابط به مشاغل حساس مدیریتی رسیده اند باید ازمدیرانی استفاده نمود که بر اساس ضوابط شایستگی مدیریت را دارند در سازمانهای که دارای سیستم های مدیریتی بیمار می باشند تداوم روند مدیریتی به صلاح ملت وگردانندگان آن کشور نخواهد بود.بدور از هرگونه تعصبی باید عذر آنانی را که شرایط مدیریت را ندارند خواست .
مدیریت هایی که برمبنای پول وسرمایه شکل گیری می کنند نتیجه ای جز بحران اقتصادی نخواهند داشت.ممکن است گروهی بواسطه های گوناگونی به مناصب مدیریتی دست یافته باشند ولی مهم این است که آیا واقعا شایستگی صدارت بر سازمانها را داشته اند یا خیر.درسازمانهایی که بیماری واگیر دار مدیریتی وجود دارد معمولا مدیران آن سازمانها با شایستگی ورعایت عدالت محوری به آن مناصب گمارده نشده اند واکثرا با پول ،پارتی وسفارش به موقعیت های مربوطه دست یافته اند
مدیران سازمانهای بیمار از هیچ تلاشی برای حفظ موقعیت خود دست بر نمی دارند آنها سعی می کنند هر قسمت اداره را به فرد با نفوذی بدهند فرضا یکی از ادارات کشور را در نظر بگیرید ،ممکن است بخشی از فعالیت آن ادراه به بخش های خصوصی واگذار شده باشد اگر دقیق در مورد آن سازمان بررسی کنید می بینید که آن بخش یا به گروه خاصی که موردنظر خودشان بوده است واگذار شده است ،یا اینکه آن بخش به افرادی از گروه خودشان که در بیرون از اداره به نام آنها فعالیت می کنند واگذار گردیده است،ممکن است علت واگذاری حفظ موقعیت خودشان باشد ویا بالا دستی ها فشار آورده اند که بخشهایی از فعلیت ها که دارای سودسرشار وبی درد سر است به افراد مورد نظر واگذار شود
اگر به مشاغل حساس بعضی از سازمانها نگاهی کوتاه بیندازید می بینید که همه موقعیت های حساس به افراد خاصی واگذار شده است که اگر به صورت یک پروژه دانشگاهی مورد تحقیق قرار گیرند می بینید که پشت سر هرکدام از این مناصب وموقعیت های کلیدی داستانی غم انگیز نهفته است که در مجموع منجر به تشکیل یک سازمان بیمار می دهند
مدیران چنین سازمانهایی که باعث تخریب اقتصاد کشور می شوند اکثرا دارای دانش مدیریتی نمی باشند وچنانچه از آنها خواسته شود که علت دستیابی شما به مناصب مدیریتی چه بوده است چیزی برای گفتن ندارند واگر از آنها بخواهید که شما چه خلاقیت،حسن،تدبیر،دانش،عملکرد مثبت،حرکت ممتاز،تحقیقات،تالیفات وغیره در حرفه مورد نظر خود داشتیتد که به مناصب مدیریتی گماشته شدید واقعا چیزی برای گفتن ندارند.بنابراین در یک طرح سازماندهی شده باید گروهی از مجلس،قوه قضائیه ومجریه با همکاری سازمان مدیریت وبرنامه ریزی با هماهنگی گروههای نظارتی وتجسسی(ممکن است سازمانها در کشورها متفاوت باشند که برچنین اموری مدیریت می کنند که هر کشوری براساس ساختارهایی که دارد می تواند بر مناصب مدیریتی نظارت کند) در یک طرح ویژه مدیرانی را که در هر سازمان شایستگی مدیریتی دارند شناسایی کنند وانها را جایگزین مدیرانی کنند که منجر به نابودی اقتصاد یک کشور شده اند
کشورها نباید از جابجایی مدیران هراس داشته باشند واز جابجایی آنها نگران وضعیت آتی شوند که مبادا چنین مدیرانی در انجام امور شیطنت کنند .جای هیچگونه نگرانی نیست باید آنها را سر جایشان نشاند .گروهی را که باعث تخریب اقتصاد کشوری می شوندوازطرفی زبان درازی می کنند با یک حرکت حساب شده می شود براحتی می توان مدیریت کرد ونه تنها می توان آنها را مدیریت کرد بلکه باید در مقابل مشکلاتی را که از نظر اقتصادی برای کشور ایجاد کرده اند پاسخگو باشند .در این مواقع آحاد ملت به این حرکت بزرگ وملی کمک خواهند کرد وگرنه در کشورهایی که دچار بحران اقتصادی می شوند اکثر آنانی که براساس شایستگی به موقعیتی دست نیافته اند می گویند در شرایطی فعلی تعویض فلان مدیر به صلاح سازمان نمی باشد .لذا تجربیات جهانی نشان می دهد که مصلحت اندیشی های این چنینی نه تنها اوضاع اقتصادی را وخیم تر نموده بلکه هر روز یک قدم بیشتر با عث تخریب ساختارهای سیاسی یک کشور شده است.
- زمان انتشار: جمعه 05 آبان 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)
بازار سیاه واردات
بازارسیاه مجوز ثبت سفارش
بازار سیاه مجوزهای قانونی
آیا می دانید در برخی از کشورهای دنیا چگونه متولیان بازرگانی وتجاری برای ورود کالا به کشور دریک سیستم رسمی اقدام به ایجاد سیستمی غیر رسمی می کنند واقدام به رانت خواری کلان اقتصادی می نمایند.این کار برای متولیان اقتصادی ،بازرگانی وسازمانهایی که در امرواردات وصادرات کالا دخالت دارند بسیار آسان است که درمثالی به شرح ذیل اقدام به ذکر ان می گردد
در ترفندهای جدید بازرگانی برخی از کشورها که دچار بحران های اقتصادی مواجه می شوند با چنین تهدیداتی از سوی متولیان بازرگانی وامثالهم روبرو هستند .فرض کنید که یک کشوری اقدام به ارائه مجوز برای ورودانواع خودروهای سواری مینماید که در ایران به چنین مجوزی ،مجوز ثبت سفارش می گویند.حال اگر تعداد مجوزهای که می تواند برای واردات در نظر گرفته شود برای صرفا واردات 10000خودروی سواری باشد چنانچه اگر گروهی سود جو وفرصت طلب در اولین فرصت اقدام به ثبت سفارش بیش از 80درصد این خودرو بنمایند عملا واردات 80در خودروهای سواری وارداتی به آن کشور در اختیار فرد یا گروه خاصی قرار می گیرد بنابر این فرد مورد نظر با ایجاد بازار سیاه مجوزها ی ثبت سفارش به گونه ای در ورود کالا به کشور نه تنها حساسیت ایجاد می کند بلکه با ایجاد بازار سیاه برای فروش مجوزها زمینه های آلودگی امورتجاری را فراهم می آورد.البته این موضوع با بیانی ساده مطرح شده است وشما نگاه خودرا به سمت کالاهایی بکشانید که می تواند یک فرد صرفا با یک ثبت سفارش ساده میلیارها دلار بدون اینکه یک تحرک اقتصادی داشته باشد بدست آورد.چنین اموری به مثل کسی می ماند که کل امتیازات واگذاری دولت را در بخش (الف) یکجا خریداری می کند وسپس به جای اینکه مردم برای خرید امتیاز به دولت که بانی آن کار است مراجعه کنند با پرداخت مبالغ بیشتری به خریدارنی که خرید کلی داشته اند مراجعه نمایند .
چنین بخش هایی از بازار سیاه زمانی بوجود می آید که یک بخش رسمی در یک ترفند اقتصادی اقدام به ارائه مجوزهای غیر قانونی می نماید که گروه خاصی دارای منافع بالا وسریع می گردند. زمانی چنین حالاتی در کشورها بوجود می آید که برای واردات کالا مجوزاز طریق کنالهای رسمی ودولتی ارائه می شود وتقاضا هم برای اخذ مجوز فراوان است منتها بدی کار کانالهای رسمی این است که قبل از تصویب چنین طرحهایی گروهای خاصی از چنین تصمیماتی مطلع هستند وبا اینکه تقاضا برای اخذ مجوز فراوان است ولی تا اینکه عموم تجار از چنین بازی تجاری با خبر شوند افراد مورد نظر واز پیش تعیین شده بیش از 90درصد مجوزهای ورود را ثبت سفارش کرده اندهمانطوری که می دانید این مجوزها در اختیار بازارهای غیر رسمی قرار می گیرد بنابر این قیمت بدست آوردن مجوزها در بازارهای غیر رسمی به مراتب دهها برابروگاها خیلی بیش تراز حالات عادی وعقلی ومنطقی بازارهای رسمی است .بدین ترتیب کالاهایی که بدین طریق از طرف دولتها سهمیه بندی می شود در اختیار گروهی فرصت طلب وسود جو قرار می گیرد که زمینه های نشو ونمای بازار سیاه ورانت خواریهای کلان اقتصادی را بوجود می آورند
دولت ها مجبور خواهند بود جلوی چنین حرکت های غیر انسانی را بگیرند وبهترین کار نظارت عاقلانه بر امور تجاری سیستم های در گیر امور تجاری می باشد .دولت ها ناگزیرند حساب وکتابهای تجاری را به صورت مکانیزه والکترونیک پیگیری کنند وبتوانند برچنین سیستم هایی که در اموربازرگانی وتجاری دارند حسابرسی کنند که معمولا برخی از کشورها از بازرسانی که بتوانند سیستم های کامپیوتری را نظارت ،حسابرسی وبازرسی کنند ندارند
معمولا مدیرانی که صرفا برای شیطنت های تجاری به موسسات بازرگانی واقتصادی و...روی می آورند اولین کار آنها این است که می گویند سیستم های نرم افزاری جدید پاسخگو نیست وبا یک حرکت حساب شده اقدام به طراحی سیستم ها ونرم افزارهای گوناگون در سازمانهای خود می نمایند که با این کار اهداف خودرا با آسود گی خاطر بیشتری تعقیب می کنند وهنگام اجرای طرحها چون مراحل آزمایشی طرح را می گذرانند بیشترین تخلفات را تا قبل از آنکه کسی متوجه شود انجام می دهند وچون سیستم ها به تازگی طراحی شده اند بنابر این تا سازمانهای نظارت کنند ه اطلاعاتی از سیستم ها پیدا کنند آنها به محل های مدیریتی دیگری انتقال می یابند بنابر این مدیران بعدی نیز با ایده های دیگر وترفندهای جدیدتری وارد سازمانهای تجاری وبازرگانی در کشورهای دنیا می شوند ونتیجه چنین حرکت های غیر منطقی این است که دنیا با بحران اقتصادی مواجه می شود که همه آنها بازتاب مدیریت غیر صحیح در کشورهای دنیا می باشد
- زمان انتشار: چهارشنبه 03 آبان 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)
اصل شتاب
اصل شتاب تجارت خارجی
در اصطلا ح به این اصل ،اصل شتاب تجارت خارجی نیز می گویند
منظور ما کدام افزایش صادرات است
صادرات فرآورده های نفتی یا صادرات سایرکالاهای تولیدی ؟ بلاخره کدام صادرات در کشورها باید مورد توجه قرار گیرد؟
در اصل شتاب ما می آموزیم که چگونه با گسترش صادرات می توانیم شاهد بهبود وضعیت واردات به کشور شویم.همانطوری که میدانید این یک واقعیت است که افزایش صادرات منجر به افزایش واردات می گرددوبه همین طریق با کاهش در واردات می توانیم وضعیت صادراتی را بهبود ببخشیم وباعث افزایش صادرات شویم.
در اصل شتاب باید به آمارهای صادراتی توجه دقیق نمائیم،مخصوصا در زمانی که قسمت اعظم صادرات کشورها را محصولات وفرآورده های نفتی ومواددشیمیایی تشکیل می دهد تصمیم گیران اقتصادی نباید احساس رضایت کنند وچنین افزایش صادراتی را به عنوان عوامل رشد اقتصادی قلمداد نمایند به نظر این جانب در اصل شتاب باید آمارهای گمراه کننده را که باعث تحلیل های غلط اقتصادی درزمینه ها ومحورهای رشد یک کشور می شود را در محاسبات منظور ننمائیم وگرنه با فروش فرآورده های نفتی کشورها دارای آمارهای بالایی خواهند بود اما هیچگونه رشدی در ساختار کشور در صنایع تولیدی ایجاد نمی شود مگر اینکه در آمد حاصل لز فرآورده های نفتی را صرف سرمایه گذاری در اموری استراتژیک نمایند تا بعدها منجر به رشد وتوسعه اقتصادی کشورها شود.بنابراین جا دارد که به آمارهای صادراتی در هرکشوری با نگرش علمی تری نگاه شود واداره ای برای تحلیل آمارها واطلاعات آماری تشکیل شود واز تحصیلکردگان به نام دانشگاههای کشور در چنین اداراتی بهره برداری نمودوگرنه تشکیل جداول عددی وغلط آماری نه تنها منجر به برنامه ریزی غلط اقتصادی می شود بلکه رفته رفته کشور را از مسی رشد وترقی دور می کند
هرگاه آمارهای صادراتی یک کشوری رقم بالایی را نشان میدهد بیانگر این واقعیت است که افزایش صادرات منجر به افزایش در آمد ملی گردیده است وبنابراین با اینکار هزینه ها ومخارج افزایش می یابد وبه موازات آن شاهد افزایش سرمایه گذاری خواهیم شد
بنابر آنچه گفته شد به هر میزان که به مقادیر سرمایه گذاری افزوده می شود به همان مقدار هم ظرفیت های تولیدی در صنایع تولیدی آن کشور برای تولید کالاهای داخلی وملی وصادراتی افزایش می یابدکه چنین مسئله ای به خودی خود به طور اتوماتیک منجر به افزایش کالاهای وارداتی به کشور می شودواگر از زوایای دیگر هم بخواهیم به این مسئله نگاه کنیم می بینیم که همین اصل در جهت عکس نیز یعنی در حالات واردات کالا به کشور منجر به افزایش واردات کالا به کشور می شود
- زمان انتشار: چهارشنبه 03 آبان 1391 - customs-navidi
- نظرات(1)
ایذاء تجاری
آیا می دانید دربرخی از کشورها چگونه رانت خواری می کنند؟
رانت خواریهای حساب شده وپنهان در سیستم های دولتی بعضی از کشورهای جهان!
گروهی با خیانت های برنامه ریزی شده واردات کالا به کشورها راکاملا غیر اقتصادی می کنند!؟
می گویند trad harassmentدر اصطلاح لاتین به ایذاء تجاری
مقمات بازرگانی واقتصادی کشورها گاها به علت عدم آشنایی به مباحث علمی تجاری در بسیاری از موارد طی یک اقدام عجولانه ومعمولا عمدی چه به طور آشکار وچه به طور پنهان موانع زیادی را برای واردات معقولانه کالا به کشور ایجاد می کنند .وبدین ترتیب مقررات خاصی برای واردات کالا به کشورها وضع گردیده وهر روز بر تدابیرسختگیرانه در تقویت یک ایده اشتباه گسترش می یابد .معمولا گروهی از تصمیم گیران اقتصادی برای رسیدن به مقاصد حزبی خود با پیشنهاد چنین ایده هایی سعی می کنند شرایط رانت خواری اقتصادی را برای خود تامین نمایند بدین ترتیب سعی می کنند که مقامات ارشد کشور را با طرح تفکرات غلط در یک تصمیم گیری ملی شریک کنند .
آنها به خوبی فرا گرفته اند که برای رسیدن به سود کلان از طریق تفکرات غلط صرفا با ایجاد مشکل در سیستم واردات کشور فراهم می شود.آنها سعی می کنند که واردات به طریقی کاهش دهند وباعث توقف خرید وواردات از خارج از کشورشوند .این کار نه تنها نظام اقتصادی کشورها را تهدید می کند بلکه گروهی که به اصطلاح خودرا عاقل معرفی می کنند یک شبه ثروتمند می شوند ویا با فروش کالاهای وارداتی قبلی خود به گونه ای رانت خواری می نمایند.
کشورها باید مراقب باشند تا گروهی با محدود کردن واردات وتشدید سخت گیریها شرایط افسار گسیخته قیمت ها را تقویت نکنند همگامی با یک تفکر غلط می تواند چهارچوب یک نظام اقتصادی را نابود کند.
اهداف رانت خواری معمولا ممکن است به طرق مختلف برکشور صدمات جبران ناپذیری وارد کند فرضا گروهی اقدام به واردات کالا در سطح انبوه می نمایند بنابراین چنین گروهی در راس سازمانهای بازرگانی ،اقتصادی وهمچنین مقامات گمرکی نفوذ می کنند بدین ترتیب با رایزنی های فراوان می توانند از طریق سازمانهای بازرگانی ورود چنین کالایی را ممنوع کنند یا شرایط خاصی را برای ورود آن ابلاغ نمایند وچنانچه اگر موفق به تهدید وجلوگیری از واردات کالا نشدند این بار با چهره دیگری می توانند از کالای مورد نظر جلوگیری کنند به عنوان مثال در یک پارتی کوچک اقدام به ورود کالا به کشور می نمایند منتها این بار با ترفند جدیدی ارزش کالای ورودی خودرا با چندین برابر ارزش وارد می نمایند وبرای یک ورود یک پارتی کوچک برای هرواحد کالا حقوق ورودی بالایی به گمرک می پردازند لذا سعی می کنند با ایجاد فشارهای روانی ویا روابط ها ارزش مورد نظر رابه عنوان ارزش کالاهای ورودی که بعد از این وارد کشور می شود معرفی می کنند واین ارزش به عنوان سابقه در گمرکات تلقی می شود بنابراین ارزش یک کالایی که هرواحد آن 10دلار می باشد به طور غلط با چندین برابر میزان واقعی در سیستم ثبت می شود که از آن به بعد برای هیچ وارد کننده ای واردات مقرون به صرفه نخواهد بود .بنابراین کالاهای وارداتی گروهی که پیگیر امور رانت خواری بودند با چند ماه احتکار ونگهداری در انبارها با سود کلانی به فروش می رسد
البته راهای شیطنت در اموراقتصادی وبازرگانی فراوان است مثلا گروهی می تواننداقدام به تکمیل میزان ثبت سفارش در سازمانهای بازرگانی نمایند وچون میزان سهمیه در نظر گرفته شده تکمیل وبه صورت یکجا توسط گروهی در چندین مرحله حساب شده ثبت سفارش شده است بنابراین دیگر برای آن کالا ثبت سفارش نمی شود که متاسفانه بعدا ثبت سفارش در بازار شتاب زده کشور توسط اشخاص خریداری می شود به عنوان مثال اگر نگاهی سطح به خودروهای وارداتی در کشورها داشته باشید می بینید که وارد کننده ای یکجا کالایی را ثبت سفارش می کند وبعد تجار به جای مراجعه به دولت به فرد مراجعه می کنند وکالای ثبت سفارش شده را از آنها می خرند یعنی ثبت سفارشی که باید عادلانه به آحاد تجار ارائه شود با تبانی به فرد یا گروه خاصی داده می شود وبعد آنها سمیه های خریداری را به بهای سنگینی به دیگران واگذار می کنند.
گروهی با ترفندهای فراوان ثروتمند می شوند ونام آن را تجارت می گذارند دولتها وملت ها وتصمیم گیران بزرگ اقتصادی وبازرگانی کشورها باید مراقب باشند که اهداف سوء ویا حرکت های آلوده به خیانت، اقتصاد کشورها را تهدید نکند.عده ای نباید فکر کنند که ثروتی حلال با اجرای یک حرکت اقتصادی نصیب آنها شده است .زنان وفرزندان چنین افرادی باید مراقب باشند که شکمهایشان را با لقمه های آلوده به حرام سیر نکنند .لقمه ای که با چنین ترفندهایی نصیب عده ای می شود قطعا نتیجه خیانت گروهی سود جووفرصت طلب به یک کشور می باشد که ممکن است باعث تضعیع حقوق صدها میلیون نفر در کشورها باشد .آیا می دانیم که واقعا چنین اموری چه مشکلاتی را برای کشورها بوجود می آورد ؟......
- زمان انتشار: سهشنبه 02 آبان 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)
از 22/8/90هنوزاز آئین نامه اجرایی قانون امور گمرکی خبری نشد
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
آیا می دانید که از 22/8/1390چندتا 6ماه گذشته ولی هنوز آئین نامه اجرایی قانون امور گمرکی تصویب نشده؟!
- طبق ماده 164قانون جدید امور گمرکی 6ماه پس از تاریخ لازم الاجراء شدن آن می باید آئین نامه اجرایی توسط وزارت دارایی وامور اقتصادی تهیه می شد وبه تصویب هیئت وزیران می رسید که متاسفانه بعد از گذشت این همه زمان هیچ خبری نشده.
- طبق ماده 165قانون جدید امور گمرکی متاسفانه ضمن لغو قانون سابق امور گمرکی آئین نامه آنرا هم لغو کردند ولی چند روزی نگذشته بود که طی بخشنامه ای اعلام کردند که آئین نامه قبلی اعمال شود ،همان آئین نامه ای که بر اساس قانون قدیم استوار است اگر قانونش اصلاح شده پس آئین نامه اش هم می بید اصلاح می شد .آیا واقعا بخشنامه می تواند ناقض قانون باشد ،ای کاش یه مقداری به مواردی که ممکن است در آینده بوجود بیاید فکر می کردیم .انشاء الله مسئولین دست بکار بشن وگرنه تا خیرها باعث سرگردانی تجار می گردد یه جایی هم خودمون رو جای تجار وبازرگان بگذاریم
- زمان انتشار: جمعه 28 مهر 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)
استفاده از اصطلاحات جدید در قانون جدید امور گمرکی
درواژه سازی ومعادل سازی هادقت کنیم
اگه عبارت اداره کل نظارت بر کالای عبوری جایگزین عبارت اداره کل نظارت بر ترانزیت بشه آی می خندیم...
اگه اداره کل نظارت بر ترانزیت رونامگذاری کنیم اداره کل نظارت بر کالای عبوری چه می شه ....
همانطوری که میدانید بسیاری از اصطلاحات در سازمان جهانی گمرک به صورت یک فرهنگ جهانی در سطح گمرکات دنیا جا افتاده است بنابراین معادل سازی چنین واژه هایی به نظر می رسد دربسیاری از مواقع از زیبایی کلام ومفاهیم علمی آن می کاهد .
بنابراین با مثالی می توانیم هدف از بیان چنین مسئله ای را شفاف تر مطرح نمائیم ،به عنوان مثال به جای ترانزیت از عبارتی مثل (کالای عبوری) استفاده شده است که ترکیب این کلمه نمی تواند گویای مفاهیم ترانزیت باشد
اگر شما به راس اداره ای که که بر کالای عبوری نظارت کند توجه نمایید می بینید که در کل قانون جدید امور گمرکی به کالای عبوری اشاره می نمایند ولی به اداره ای که در راس نظارت چنین اموری قرار گرفته است اداره کل ترانزیت اطلاق می گردد اگر بکاربردن کلمه ترانزیت جالب نیست وبه نوعی جایگزینی آن با کالای عبوری مشکل مفاهیم مربوطه را مرتفع می نمایند پس چرا یکی از ادارات گمرک ایران که همان گمرک کشور است به نام اداره کل ترانزیت خوانده می شود،آیا جایگزینی اداره کل ترانزیت با اداره کل کالای عبوری اعجاب بر انگیز نیست ،آیا واقعا اگر چنین جایگزینی درگمرک کشور صورت گیرد واقعا از محبوبیت لازم بر خوردار خواهد شد
- زمان انتشار: پنجشنبه 27 مهر 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)
نیابت گمرکی
همانطوری که می دانید گمرک ایران در تمام شهرستان ها گمرک امانات پستی ندارد بنابر این با توجه به تعدد شهرستانهای کشور وهمچنین با در نظر گرفتن پراکندگی شهرها از مراکز استانهای کشور عملا استقرارگمرک امکان پذیر نیست واز طرفی هم امکان مراجعه شهرستانی ها به مرکز استان جهت ارسال مراسلات پستی وجود ندارد . بنابراین گمرک ایران می تواند در صورت درخواست اداره پست تمام یا بخشی از وظایف مربوط به پذیرش مرسولات پستی به خارج از کشور را پس از احراز شرایط لازم به پست جمهوری اسلامی ایران برای مدت معینی واگذار نماید .
شرایط احراز نیابت گمرکی:
معمولا با توجه به اینکه اکثر ادارات پست وگاها گمرکات اجرایی کشور از چگونگی اجرای ماده 84قانون امور گمرکی اطلاعات چندانی ندارند به همین خاطر توضیحاتی در این رابطه به صورت فهرست وار ارائه می گردد که در تصمیم گیریها برای چگونگی موافقت گمرک ایران در نیابت گمرکی می تواند موثر باشد
1 – ارائه درخواست ادارات پست
2- فقط برای مرسولات پستی به خارج از کشور
3- درصورت موافقت گمرک ایران
4- برای مدت معینی
5- آموزش ماموران نیابت گمرکی
6- نظارت برماموران نیابت گمرکی ادارات پست تحت پوشش گمرک ایران
7- تهیه مهر نیابت گمرکی وتحویل آن به ماموران ادارات مربوطه
8- واگذاری تمام یا بخشی از وظایف گمرک ایران
9- در اصل نوعی تفویض اختیار به ماموران اداره پست می باشد
10- ساخت مهر برای مهروموم نمودن کیسه ها وقرار دادن آن در اختیار پست
11- دراختیار قراردادن پلمپ لازم به ادرات پست برای الصاق پلمپ به کیسه ها
12- روشهای الکترونیکی وخودکار برای ارسال مراسلات باید تحت نظارت گمرک تجویز شود
13- مرسولات پستی در نیابت گمرکی مشمول مقررات گمرکی ونظارت گمرکی است
14- ماموران باید مرسولات پستی را با فرمهای خاص که همان اظهارنامه های گمرکی است به خارج از کشور ارسال دارند
15- سایر مقررات مربوطه
- زمان انتشار: پنجشنبه 27 مهر 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)
انواع بهشت تجاری تجار
تصمیم گیران کشورهایی از دنیا (مخصوصا کشورهایی در جریان توسعه)که دچاربحران های اقتصادی می شوندمراقب مدیران بهشت های تجاری باشند وبرمدیران ادارات اقتصادی،بازرگانی،بانکی،گمرکی،استانداردو...که درگیر امورتجاری،پولی وبانکی می باشند نظارت داشته باشند وبدون هیچگونه ملاحظه ای چنین مدیرانی را ازمناطق پناهگاههای تجاری تجار دور کنند وتنها راه عملی، جایگزینی مدیران در نظام شایسته سالاری به جای مدیران پناهگاهها وبهشت های تجاری می باشد.راه عملی دیگر این است که چنین تجاری شناسایی شوند وبر عملکرد آنها نظارت شود،البته نظارت باید به گونه ای باشد که از انعطاف لازم برخوردار باشد چراکه این افراد در مناطق تجاری با شگردها ،نیرنگها وبا چهره های مختلفی وارد می شوند .شناسایی وپیگیری آنها با توجه به جایی های اسنادی که خواهند داشت ویا با اسامی مختلفی وارد عرصه تجاری می شوند کاربسیار سختی خواهد بود ومعمولا در پشت پرده بر امور نظارت می کنند
معمولا هرکشوری که داری بحران اقتصادی است دارای مناطق حساسی از پناهگاههای تجاری است که شناسایی چنین مناطقی با سهولت قابل انجام است وهرکشوری در دنیا با تشکیل کمیته های نظارت می تواند بر چنین جایگاههایی ضمن شناسایی نظارت کند.
بهشت های تجاری به مناطقی اطلاق می شود که صاحبان ثروتهای باد آورده که به امور تجاری اشتغال دارند در آنجا ازنفوذلازم برخوردارند وبا رایزنی های غیرقانونی بامدیران وکارمندان پناهگاههای تجاری به امورتجارت غیر قانونی می پردازند ،وانتخاب چنین مناطقی با رعایت ملاحظات فراوان صورت می گیرد وعلت اینکه در هر منطقه ای گروهی از تجار فعالیت می کنند واز نفرات دیگر در چنین مناطقی هیچ خبری نیست بیانگر این واقعیت است که آنها نفوذی ذر مناطق مربوطه ندارند وناگزیرند پناهگاههای دیگری را برای امور تجاری خود انتخاب کنند،وگاها اگر اشتباهاتی در انتخاب آنها صورت گیرد پس از طی چندین مرحله وانجام تشریفات تجاری خود بخود با فشار عوامل مستقر در آن منطقه به این نتیجه خواهند رسید که محل مورد نظر جایی برای یک تجارت امن برای خودشان نمی باشد وناگزیر می شوند که صحنه را برای کسانی که نفوذ بیشتری دارند خالی کنند .ویا نفرات رقیب با نفوذی که در سازمانها دارند عرصه را به صورت غیر قانونی برای فرد مورد نظر تنگتر خواهند کرد .
هرکدام از کسانی که به ثروتهای باد آورده دسترسی پیدا کردند به نوعی توسظ مدیران بهشت های تجاری حمایت شدند .بسیاری از تجار برای تجارت غیرقانونی مدیران چنین بهشت هایی را تطمیع می کنند وتعدادی از آنها که درنقاط تصمیم گیریهای مدیریتی نفوذ دارند شخصا چنین مدیرانی را حمایت وبرای تصدی مشاغل حساس مربوطه معرفی می کنند.همانطوری که می دانید همه افراد، یک محل خاصی را برای تجارت انتخاب نمی کنند ومعمولا در هرجایی که شناخت وآشنایی بیشتری با مدیران بهشت تجاری دارند همانجا را به عنوان مرکز تجاری خود انتخاب می کنند
خصوصیات بارز بهشت های تجاری
- کالای خودرا با حداقل ارزش ترخیص می کنند
- امتیازات زیادی از سازمانها در امور تجاری دریافت می دارند
- عوارض کمتری در هنگام ورود وخروج می پردازند
- تجارت آنها با تقلب آمیخته است
- همیشه یک نکته تاریکی در امورتجاری آنها وجود دارد
- تقلبات تعرفه ای در امور تجاری آنها عادی است
- مجوزهای که ارائه می شود یا جعلی است یا آنکه با تقلب وتبانی تنظیم شده است
- در جاهایی از تشریفات مطمئنا آثاری از تخلف بجا گذاشته اند
- مطمئنا کار آنها بدون نقص نمی باشد
- با مدیران چنین پناهگاههایی ارتباط تنگاتنگ دارند
- با کارمندان چنین بهشت هایی ارتباط کاری نزدیک دارند
- پیشرفت امورات تجاری آنها با پرداخت رشوه انجام می گیرد
- وغیره
فرضا اگر تاجری که تجارت غیر قانونی خویش را از طریق ورود وخروج کالا از یکی ازکشورها ی دنیا انجام می دهد سعی می کند که محلی را برای این کار درنظر بگیرد که نفوذ بیشتری بر عوامل تجاری داشته باشد.بنابراین او محلی را انتخاب می کند که برکلیه عوامل تجاری هم مسلط باشد وهم نفوذ داشته باشد
همانطوری که میدانید او با تمام عوامل دست اندرکار به نوعی رابطه دارد ومطمئنا در ادارات بهداشت،استاندارد،انرژی اتمی،حمل ونقل،بنادر،قرنطینه نباتی،قرنطینه انسانی،کشاوورزی،بانک،بازرگانی،گمرک وغیره در کشورهانفراتی را برای پیگیری امور خواهد داشت
در چنین بهشتی هیچگاه یک تاجر به مشکلی بر نمی خورد ،در جایی هم به مشکل بربخورد با خیالی آسوده اقدام به رفع مشکل می کند ،او نیاز نیست خودرا در گیر کند چرا که تمام کارها را با یک تماس تلفنی به نحو احسن پیگیری می نماید،ورد زبان او همیشه عباراتی نظیر (در خدمت هستیم،به خدمت می رسیم،به شما زنگ می زنم ،منتظر زنگم باش،فلانی سلام رساند،یه زنگی به من بزن،از مسافرت آمدم سر می زنم،و.....)می باشد
در خاتمه یک تاجر که به شیوه غلطی تجارت می کند تمام همت خویش را بکار می گیرد تا منطقه ای را برای فعالیت انتخاب کند که نفوذ بیشتری برادارات ومدیران وکارمندان بهشت تجاری دارد وشما هیچ فردی را نمی توانید پیدا کنید که منطقه تجاری را به خوبی نشناسد،یا رابط های در آن منطقه نداشته باشد،یا رایزنی هایی با افراد ذیمدخل در امور تجاری انجام نداده باشد،اوکسی است که تمام فکرهایش را برای یک کارحساب شده به خدمت گرفته است وعزم راسخ دارد که در انجام یک حرکت حساب شده موفق خواهد بود واو به اندازه ای در امورش حساب شده عمل می کند که هیچگاه نگرانی خاطر در امور غیرقانونی تجارت به وی دست نخواهد داد
تجاری که تجارت غیر قانونی می کنند در زمره قدرتهایی هستند که نیروها را در سطوح مختلف سازمانی جابجا می کنند ،آنها قادر خواهند بود که خوش فکر ترین کارمندان را با پرداخت رشوه های کلان از جرگه خدمت گذاری به کشور خود محروم کنند
بنابر این یک تاجر که دنبال سود کلان وباد آورده است هرگز مناطقی را که ممکن است در امورسرمایه گذاری وی برای یک تخلف بزرگی جلوگیری کنند انتخاب نمی کند وعلت اینکه هر گروهی از تجار در یک منطقه در امور تجاری فعالیت می کنند این است که در آنجا بر همه امور نفوذ دارند وخود جزء کسانی هستند که با پرداخت رشوه های کلان آنها را به چنین پست هایی گمارده اند
یک تاجر همیشه به دنبال راهی است که را ه صدساله را یک شبه طی کند بنابراین او نیاز به کارمندانی دارد که به شایستگی مدیران بهشت تجاری باشد ،چرا که همیشه شاگرد شباهت زیادی در بسیاری از امور به استاد دارد ،بنابراین باید شاگردانی وجود داشته باشند که برچنین اموری نظارت داشته باشند ومعمولا مدیران چنین بهشت هایی در همان بدوورود تعدادی نیرهای کلیدی را با خود به بهشت های تجاری می آورند وامور با اهمیت را با هماهنگی وسفارش به آنها انجام می دهند
- زمان انتشار: یکشنبه 09 مهر 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)
علی (ع) می فرماید :
به خدا سوگند !این دنیای شما که به انواع حرام آلوده است ،در دیده من از استخوان خوکی که دردست بیماری جذامی باشد،پست تر است!
علی (ع)می فرماید :
ای کمیل ثروتمندان بی تقوا مرده ،اگرچه به ظاهر زنده اند،اما دانشمندان ،تا دنیا برقرار است زنده اند،بدنهایشان گرچه درزمین پنهان امایاد آنها همیشه دردلها
رشوه خواری ازدیدگاه قرآن :
ولا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل و تدلوا بها لی الحکام لتاکلوا فریقا من اموال الناس بالاثم و انتم تعلمون.
اموال یکدیگر را به باطل (و ناحق) در میان خود نخورید و برای خوردن قسمتی از اموال مردم به گناه، (قسمتی از) آن را به قضات ندهید . در حالی که می دانید - سوره بقره، آیه 188
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَینَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِیمًا.
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اموال یکدیگر را به باطل ( و از طرق نامشروع ) نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد. و خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهربان است.
رشوه خواری از دیدگاه احادیث :
امام علی (ع) :
پيشينيان شما از ايـن رو بـه هـلاكت و تباهى در افتادند كه مردمان را از حقّ ( شان ) بازداشتند و آنان ( ناچار با رشوه ) آن را خريدند و آنان را به ارتكاب باطل و نادرستى واداشتند و مردم هم از آن پيروى كردند )نهج البلاغة : الكتاب 79 منتخب ميزان الحكمة : 236(
رسول اکرم ( ص ) :
خدا لعنت کند رشوه گیر و رشوه پرداز و کسی را که دلال میان آنها است; از رشوه گرفتن دوری کنید که این کار بمنزله کفر محض است و شخص رشوه خوار از رحمت خدا بدور می باشد.( بحارالانوار، ج 24، ص 9 (
رسول اکرم ( ص ) :
هدیه گرفتن زمامدار و رئیس از دیگران حرام است و رشوه گیری حاکم شرع و قاضی، کفر است.( کنزالعمال، ج 6، ص 112(
امام صادق (ع) :
رشوه در قضاوت کفر به خداوند است . ( وسائل الشیعه، ج 18، ص 162; معانی الاخبار، ج 6، ص 114 (
احکام مراجع تقلید درخصوص رشوه خواری :
آیة الله تبریزی:
رشوه در باب قضاء حرام است و در غیر باب قضاء اگر مخالف مقررات باشد نباید انجام داد.
آیة الله صافی گلپایگانی:
اصطلاحا رشوه در مورد قضاوت است و در موارد دیگر رشوه محسوب نمی شود، لکن به هر حال اگر گیرنده پول در ساعات کار اداری اش کار را انجام دهد جایز نیست پول بگیرد، و اگر در خارج وقت اداری انجام دهد اشکال ندارد ولی چنانچه در ساعت اداری از انجام آن خودداری کند گرفتن حقوق از دولت برایش جایز نیست و اما نسبت به دهنده پول چنانچه بدون دادن پول کار انجام نمی شود مانع ندارد که پول بدهد.
آیة الله بهجت:
حرام است، اگر صدق رشوه شرعی کند و الا حرمت آن دائر مدار تضییع حقوق دیگران و منافات داشتن با شرایط ضمن عقد اجاره است.
آیة الله فاضل لنکرانی:
رشوه حرام مربوط به امر قضاوت می باشد و اموری که در فرهنگ ما رشوه محسوب می شود اگر موجب تضییع حقوق دیگران یا خلاف مقررات جمهوری اسلامی ایران باشد جایز نیست.
آیة الله مکارم شیرازی:
رشوه خواری در باب قضاوت مطلقا حرام و از گناهان کبیره است و در غیر باب قضاوت چنانچه برای انجام کار خلافی پرداخته شود آن نیز حرام است ولی دادن وجهی برای تسریع در کار حلال بدون آن که حقی باطل و باطلی حق یا نوبتی ضایع شود برای دهنده اشکالی ندارد ولی گیرنده اگر در برابر انجام وظیفه وجهی دریافت کند برای او جایز نیست، اما اگر خارج از وقت، کار مباحی کرده ، گرفتن وجه در مقابل آن اشکالی ندارد. (1)
آیة الله سیستانی:
رشوه خواری کارمند برخلاف قرارداد کارمندی است و جایز نیست ولی پرداختن آن در وضع موجود و در غیر مورد قضاوت اگر مستلزم تضییع حق دیگران نباشد حرام نیست گرچه گرفتن آن جایز نیست.
- زمان انتشار: جمعه 07 مهر 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)
تشکیل ستاد بحران انتصابات مدیریتی درکشورهای دنیا که دچار بحران های اقتصادی می شوند!
توطئه های مدیریتی در انتصابات!
آیا بهتر نیست در مورد مدیرانی که بدون شایستگی به مدیریت می رسند از اصطلاح بالاسری استفاده کنیم واز بکاربردن واژه مدیر درخصوص آنها خودداری کنیم؟
کشورهایی دردنیا با مشکلات بحران اقتصادی دست وپنجه نرم می کنند که مشاغل حساس ادارات بازرگانی،گمرک،بانک واقتصادبه مدیرانی ضعیف واگذار شده است بنابراین اگر ساختار مدیریتی هرکدام از چنین سازمانهایی را مورد بررسی وتجزیه وتحلیل قرار دهید می بینید که مدیران آنها براساس شایستگی هایی که داشته اند به مناصب مدیریتی دسترسی پیدا نکرده اند ،معمولا کارمندانی از رده های پایین سازمان بدون رعایت ضوابط وصرفا با رعایت روابط به مناصب فوق دسترسی می یابند.در آن سازمانها کارمندانی وجود دارند که از هر حیث نسبت به مقامات بالاسری خود ازنظر مدیریتی ارجحیت دارند.بنابراین چنین مدیرانی نه تنها به اصول وابزارهای مدیریتی آشنا نیستند بلکه با رفتار های غیرمدیریتی وخارج از عرف با عث تضعیف سازمانهای خود می شوند.
در سازمانهایی که چنین مدیرانی مدیریت می کنند دیگر نباید از اصطلاح مدیر استفاده کنیم وبهتر است که بگوئیم کسانی که بالاسر سازمان قرار می گیرند زیرا مدیر به کسانی اطلاق می گردد که صلاحیت احراز مشاغل مدیریت را داشته باشند وهر فردی که نتواند به چنین مهمی دسترسی پیدا کنند به آنها بالاسرس سازمان می توان اطلاق کرد ودر زمره کسانی تلقی می گردند که برای آنها خارج از عرف معمول وبدون رعایت هیچگونه مقررات حکم صادرشده است
شما بیمارستانی را در نظر بگیرید که دارای تعدادی پزشک می باشد وهر پزشکی که در آن سازمان طبابت می کند به طوریقین فارغ التحصل پزشکی است وتحت هیچ شرایطی امکان ندارد که یک حسابدارویا حقوقدان را در آن بیمارستان به عنوان پزشک معرفی کنند .بنابراین رعایت چنین اصول ومقرراتی در انتصابات وبکارگرفتنها در بسیاری از رشته هااز جمله امور پزشکی الزامی است متاسفانه در مشاغل مدیریتی هیچگونه ضوابط متحد الشکلی رعایت نمی شود وافرادی که هیچگونه شایستگی مدیریت راندارند با سفارش گروهی سود جوبه مناصب مدیریتی دست می یابندواگر مقرراتی را هم برای انتصابات در نظر بگیرند بنا به هزاران دلایل متعدد اجرا نمی کنند چرا که مقررات ودستورالعمل هابیشتر جنبه تشریفاتی داشته وعملا رعایت نمی گردد ودلیل آن هم این است که افرادی که از هر حیث شایستگی مدیریت را دارند به مناصب مدیریتی دست نمی یابند اما متاسفانه کسانی که حتی اطلاعات چندانی هم از وظایف اصلی سازمان ندارند به مناصب مدیریتی دسترسی پیدا می کنند
بدین ترتیب شما ممکن است به مدیرانی در سازمانهای خود برخورد کنید که باعث تاسف شمامیگردند بدین معنا که هروقت به با عملکردچنین مدیرانی برخورد می کنید می گوئید که فاتحه سازمان خوانده است،واز اینکه سازمان شما دچار چنین مصیبتی شده است رنج می برید.لذا پس از مدتی که اطلاعات بیشتری از رفتار مدیریت در سازمان پیدا می کنیدتازه می فهمید که انتصابات برای رشد وتعالی سازمان نبوده است بلکه هدف نهایی صرفا به منظورسودجویی گروهی که دارای اهداف از پیش تعیین شده می باشدخواهد بود .
سازمانهای صدرالاشاره در دنیا باید یادبگیرند که تنها راه نجات از بحرانهای اقتصادی صرفا جابجایی مدیران در مقاطع تصمیم گیریها می باشد.وتا چنین اموری به عنوان هدف غایی در آن کشورها برای عبور ازبحران سیستم های انتصابات غلط مدیریتی در نظر گرفته نشود هیچگاه مشکلی مرتفع نمی گرد وچنین اموری هرروز باعث خواهد شد که کشورها در عرصه های بازرگانی وامثالهم مشکلاتی را داشته باشند وبه خوبی نتوانندوضعیت اقتصادی ومعیشتی راپیگیری کنند
آیا واقعا فکر می کنید که انتخاب چنین مدیرانی صرفا یک اشتباه سهوی درانتصابات مدیریتی تلقی می شود ؟پاسخ قطعا منفی خواهد بودچراکه وقتی در کشوری از دنیا اکثر انتصابات برمبنای شایسته سالاری صورت نمی گیردوبه دانایی وتوانایی و..هیچگونه توجهی نمی شود ،ما به این نتیجه واحد خواهیم رسید که این کشورها قطعا بامشکلات اقتصادی روبرو خواهند شد ،افراد کوچک وفرصت طلب به ثروتهای بادآورده دسترسی پیدا خواهند کرد،خیانت های اقتصادی در سطح ملی رقم خواهد خورد ،مردم در وضعیت معیشی پایین هم دسترسی نخواهند داشت واهداف اصلی یک ملت صرفا بدست آوردن امکاناتی برای سیر کردن خانواده خود می باشد وکار به جایی می رسد که خانواده ها قدرت پرداخت های عادی را هم برای رفع گرسنگی خود نخواهند داشت،ناگهان همه چیز به صورت افسار گسیخته افزایش می یابد وهیچ کنترلی بر بازارها وجود نخواهد داشت،در گیریهای قومی افزایش می یابد،کوچکترین درگیریها در هر سطحی به بزرگترین شکل خود رونمایی می نماید،با آنکه اکثرا بیکار می شوند ولی از آنجایی که با خود درگیری فکری پیدا می کنند شما می بینید که واقعا هزاران بار بیشتر از زمانی که کار داشت با خودش درگیر است ،آدمها حوصله یکدیگر را نخواهند داشت وممکن است مدتها بگذرد وعزیزترین آدمها از یکدیگر خبر نداشته باشند.بنظر می رسد که دیگر چنین اموری نه یک اشتباه مدیریتی است ونه به عنوان گناه مدیریتی محسوب می گردد بلکه چنین انتصاباتی به عنوان بزرگترین خیانت وتوطئه در عرصه ملی است که بایدبرنامه ریزان وتصمیم گیران کلن کشور یک ستاد بحران در انتخابات آنی مدیران شایسته وواجد شرایط قرار دهند وآدمها را برحسب لیاقتی که دارند به مناصب بگمارند
- زمان انتشار: پنجشنبه 06 مهر 1391 - customs-navidi
- نظرات(0)










