تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
جابجایی ،انتقال و..روشهای غیرمعقول برای برخورد با کارمندان سالم است

 

جابجایی ،انتقال و..روشهای غیرمعقول برای برخورد با کارمندان سالم است

در بسیاری از کشورهای در جریان توسعه نیاز است که برخی رفتارهای مدیران مورد مراقبت های ویژه قرار گیرند وهرگونه رفتارهای غیر منطقی آنها بر علیه کارمندان دلسوز دولت وملت خنثی شود.چراکه مدیران با داشتن ابزار فشار ازجمله روابط ،پول وپارتی ممکن است عرصه را بر کارمندان دلسوز تنگ کنند.الته لازم به ذکر است تعدادی از سازمانها از حساسیت بیشتری درزمینه روابط تجاری برخوردارند وبه گونه ای اقتصاد کشور را تحت تاثیر رفتار های غیر قانونی خود قرار می دهند که بهتر است به آن سازمانها توجه بیشتری شود ونظارت برآنها تشدید شود.

به سازمانهایی ممکن است وارد شوید وبه افرادی در حاشیه ومشاغل گوشه ای سازمان  برخورد کنید که باعث تاسف شما می شود ویا به افراد صفر کیلومتری برخورد می کنید که مشاغل حساس را به آنها سپرده اند که شایستگی چنین موقعیت هایی را ندارندکه اگر این امور در ادارات پیگیری شود پاسخ دندان شکنی می توان به مدیران نالایق داد

مراقب رفتار مدیران سازمانهایی که به گونه ای با اقتصاد کشور ارتباط دارند باشیم

کارمندان سالم ممکن است باتهدید ازجمله جابجایی ،انتقال وغیره تبدیل به یک خائن شوند

امروزه بیش از گذشته باید مراقب بود تا کارمندان سالم به دام مدیران نالایق گرفتار نشوند

کارمندانی که واقعا دلسوز نظام هستند باید مورد حمایت قرار گیرند

دلایل عزل کارمندان سالم نیاز پیگیری شود

مدير یک سازمان تجاری وبازرگانی واقتصادی براي استمرار و تحكيم پايه‌هاي مديريتش، سعي مي‌كند تا جايي كه توان دارد نيروهاي منسوب و وفادار به خودش را وارد سيستم كند.

 

مدير یک سازمان تجاری وبازرگانی واقتصادی براي استمرار و تحكيم پايه‌هاي مديريتش، سعي مي‌كند تا جايي كه توان دارد نيروهاي منسوب و وفادار به خودش را وارد سيستم كند.

هرگاه مدیری مسئولیت یک سازمان را بعهده می گیرد از قبل تمام رایزنی هایش را در سازمان انجام می دهد وکارمندان همسو را شناسایی می کندوآنها را در مشاغل حساس جابجا می کند والباقی کارمندان را نیز به گونه ای تهدید می کند وبا طرح موضوعاتی مبنی بر جابجایی ،انتقال و...از یک کارمند سالم یک خائن می سازد .بنابراین لازم است در سازمانهای خود چنین مدیرانی را شناسایی کنید.

 دربسیاری از موارد برخی سازمانها اقدام به برکناری کارمندان سالم وخدوم از مشاغل مدیریتی می نمایند که لازم است دلایل چنین موضوعاتی پیگیری شود وگرنه چنین امور غیر اصولی هزینه سنگینی را متوجه سازمان می نماید نباید با کوتاه نگری ها باعث تخریب سازمان شد .حتی درسطوح سرپرستی ادارات باید مواردی را مورد توجه قرار داد چرا که شما ممکن است وارد سازمانی شوید که ببینید بهترین کارمندان وبا تجربه ترین آنها در گوشه ای نشسته اند وآن وقت کارمندانی با سواد کم وصفر کیلومتر زمام امور را به عهده گرفته اند .بدین ترتیب باید دلایل چنین گوشه نشینی ها وهمچنین علت های صدر نشینی ها در سازمانها مورد بررسی قرار گیرد که مبادا چنین اموری موجب سوء استفاده های کلان اقتصادی باشد با کمی صبر وحوصله وپیگیری می توان عیوب مدیریتی را اصلاح کرد ومدیران شایسته ای را جایگزین مدیران نالایق نمود

امتیازاتی که یک مدیر در یک سازمان ممکن است به ناحق برخوردارشود باید شناسایی شودکه این امتیازات از هرسازمانی به سازمان دیگر فرق می کند.به عنوان مثال ما می توانیم تعدادی از امتیازات یک مدیر گمرک را بشماریم که از جابجایی کارمندان در مشاغل حساس شروع می شود وتا پرداخت پاداشها وامثالهم ادامه دارد که هر موردی ممکن است دارای امتیازات خاص خودباشد.البته در اینجا هدف سازمان خاصی دریک کشورنیست بلکه هر اداره ای در هرکشوری ممکن است دارای امتیازات ویژ ای برای مدیریت آن سازمان باشد

دليل تغييرات اتوبوسي كاركنان در سطوح مختلف حساس یک سازمان تجاری بیشتر با تغيير مدیران ومعاونان فنی  اتفاق مي‌افتد. در سيستم اداري سازمانهای تجاری مهم اين است كه شما بتوانيد وارد مجموعه یا باندی  شويد، بعد از تثبيت در آن باند به راحتي مي‌توانيد به منابع مالی بادآورده دست بزنید بدون اینکه ترس ودلهره ای داشته باشید. افرادي كه توسط يك مدير وارد مجموعه مي‌شوند، به نوعي وام‌دار و وفادار به او هستند. اين افراد در هر سطحي از سازمان كه باشند از آبدارچي تا معاون سازمان، به عنوان يكي از اعضاي شبكه‌ي مدير عمل مي‌كنند. حتي با اخراج مدير، اعضاي شبكه‌ي وي مي‌توانند براي او كار كنند، حتي اگر به سازمان‌هاي ديگر بروند باز هم به عنوان يك مهره به حساب مي‌آيند. لذا هر چه قدر شبكه‌ي يك مدير گسترده‌تر باشد، حوزه‌ي نفوذش بيشتر است

 



برخی از مدیران مثل ظالو به جان برخی از سازمانهای اقتصادی وتجاری افتاده اند

 

با مدیرانی که بیش از حد در سازمانها ریشه دوانده اند چه باید کرد!؟

برخی از مدیران مثل زالو به جان برخی از سازمانهای اقتصادی وتجاری افتاده اند

 

 

 

مدیرانی که بیش از حد در یک سازمان ترافیک مدیریتی داشته اند باید شناسایی شوند

 

 

 

 

لزومی ندارد در سازمانهای اقتصادی کشورهای در جریان توسعه یک نفر در تمام سطوح  مدیریتی یک سازمان مسئولیت های متعددی داشته باشد وسالهای سال در یک محیط اداری مدیریت کنند چنین مدیرانی باید شناسایی ودر امور دیگری بکار گمارده شوند.در برخی  سازمانها  افرادی هستند که آنها را نمی توان  به زور نیزه وخنجرنیزاز آن سازمان به منظور تصدی مسئولیت های بالاتری خارج کرد .سازمان را از آن خود وملک تجاری خود می دانند وظاهرا بقیه نیز مستاجر سازمان می باشند .باید به برخی مدیران فهماند که سازمانهای اقتصادی ملک تجاری افراد نیست که هر برخورد غیر منطقی را بخواهند با کارمندان داشته باشند.


انتصابات غیر قانونی

انتصابات غیر قانونی

جای شکی نیست ،کارمندان از انتصابت نابرابر رنج می برند

جلوی انتصابت غلط در سازمانهای تجااری واقتصادی بایستی گرفته شود

دلایل نارضایتی کارمندان از مدیران باید هم ریشه یابی وهم پیگیری شود

بسیاری از مدیرانی که به مشاغل مدیریتی می رسند خود ممکن است یک پای تجارت باشند

مدیرانی که به نوعی درتجارت اشتغال دارند واز امکانات سازمانها برای رسیدن به اهداف تجاری خویش ویا باند خود استفاده می کنند نباید در مشاغل مدیریتی بکار گرفته شوند

اگر در کشورهایی که دچار بحران اقتصادی هستند به سازمانهایی که به امور تجاری واقتصادی مشغولند ویا سازمانهایی که در امر تجرت وواردات وصادرات مشغولند مراجعه کنید می بینید که چه بسیار کارمندانی پیدا می شوند که از عملکرد مدیران خود ناراضی هستند وکار به جایی رسیده است که دیگر کارمندان نگران تخلفات نیستند بلکه بیشتر از مسایلی رنج می برند که جنبه اخلاقی دارند گروهی از اینکه مدیران ممکن است برخورد منطقی با آنها نداشته باشد رنج می برند وگروهی دیگر از انحراف اخلاقی مدیران ممکن است رنج ببرند ویا گروهی از باندهای فساد اقتصادی که در سازمانها تشکیل می شود واحساس می کنند که هیچ پاسخویی وجود ندارد رنج می برند.البته نباید نادیده گرفت که نگران کننده ترین حالت این است که گروهی از مدیران با پیگیری بیش از حد امور اربابان رجوع  خودرا مشتری مدار معرفی می کنند متاسفانه پس از مدتی مشخص می شود که مشتری مداری بیش از حد ناشی از منافعی بوده که نصیب مدیریت سازمان می شود که لازم است افراط وتفریط مدیران در مشتری مداری پیگیری شود

 

 

به هرسازمانی اگر مراجعه شود می بینید که کارمندان از برخورد سلیقه ای مسئولین رنج می برند ومعمولا مدیرانی که متخلف هستند به گونه ای ممکن است در سازمان خودرا مدافع کارمند معرفی کنند در صورتیکه واقعیات چیز دیگری است مخصوصا به کارمندان متعهد ظلم روا میدارند وبه گونه ای جلوی ترقی وپیشرفت آنها را می گیرند.بنابر این لازم است هر کشوری چنین مدیرانی را شناسایی کند .


نارضایتی کارمندان از عملکرد ضعیف مدیران باید مورد توجه قرار گیرد


درگیری مدیران در سازمانهای اقتصادی پیگیری شود

دلایل درگیری برخی مدیران در سازمانها باید جدی گرفته شود

چرا بسیاری از کارمندان از عملکرد مدیران خویش ناراضی هستند

نارضایتی کارمندان از عملکرد ضعیف مدیران باید مورد توجه قرار گیرد

از انتصاب مدیران که دارای انحرافات اخلاقی هستند باید جلوگیری کرد

در بسیاری از سازمانهای اقتصادی ممکن است بنا به دلایل مهم بین برخی کارمندان ومدیران ومسئولان سازمان درگیری وجود داشته باشد که این مهم باید مورد توجه مسئولان نظام قرار گیرد .گاها برخی مدیران در بودجه های که به سازمان واگذار می شود:

-  به خوبی استفاده نمی کنند

-اگر قرار است پاداشی پرداخت شود عدالت را اجرا نمی نمایند

-پاداش دارای اهمیت به گروهی خاص پرداخت می شود

-درهمه امور رابطه وپارتی حرف اول را می زند

-امکانات سازمان به عدالت دراختیار سازمان قرار نمی گیرد

-مشاغل حساس مدیریتی با توصیه به گروه خاصی واگذار می شود

-عزل ونصب ها برمبنای معیار اخلاقی وانسانی صورت نمی گیرد

-بیشتر عزل ونصب ها صرفا برای افزایش منافع گروهی صورت می گیرد

-کارمندان ساعی به حق خوددرسازمان نمی رسند

-گروهی بدون اینکه در مسیر رشد قرار داشته باشند با پوشیدن کت ویا شلوار ی متشخص می شوند

-کارمندی که سواردوچرخه می شد پس از مدت کوتاهی که درچرخه مدیریتی به ناحق قرار می گیرد دارای بهترین امکانات می شود،بهترین ماشین ها را سوار می شود

-هیچ کسی پیگیری نمی کند که رشد جهشی گروهی  چگونه صورت گرفته است

-دراین ادارات وسازمانها یک نفر همیشه درراس امور قرار می گیرد بدون اینکه عملکرد او مورد بررسی قرار گیرد

-کسی که خود مسئولیت دارد تحت شرایطی خود ناظر بر اعمال خود نیز می باشد

-اگرگلایه ای از آن سازمان شود بازهم گلایه به خودهمان شخصی که تخلف کرده است می رسد

-مدیران خودرا طلبکار کارمند می دانند وکارمند حق هیچ اظهارنظری ندارد

-کارمندان ساعی از گردونه مسئولیت خارج می شوند وافرادی خارج از ضوابط اداری جایگزین آنها می شوند

-هرفردی که سوابق بیشتری درتخلف دارد محبوب می شود

-کارمندان سالم درحاشیه قرار می گیرند

-بارها وبارها کارمندان سالم جابجا می شوند

-هیچ کسی دلایل جابجایی های متعدد کارمندان را پیگیری نمی کند

-آوارگی برخی کارمندان از استانی به استان دیگر مورد تحصین قرار می گیرد

-خانواده ها وزن وفرزندان کارمند  هم همراه او از شهری به شهر دیگر آواره می شوند

-در این سازمانها همه امور وامکانات دراختیار گروهی که با هم هماهنگ هستند می باشد

-اگر کسی مقام مافوقی باشد مدیرانی را در حوزه خود استفاده می کند که رایزنی ها را با او انجام داده باشد ودر اصل از کسی استفاده می کند که بله قربان گوی خوبی باشد

-به اندازه ای معایب سازمانی زیاد است که همه کارمندان به نوبه خود از آن اطلاع دارند

 

-وغیره

 

 


درکشورهای در جریان توسعه که درگیر بحران اقتصادی هستند با مدیران غیر متعهد باید چه کار کرد؟

درکشورهای در جریان توسعه که درگیر بحران اقتصادی هستند با مدیران غیر متعهد باید چه کار کرد؟

چگونه باید با مدیران نالایق برخورد کرد؟

با مدیری که سواد هم داشته باشد ولی از سواد ش برای نابودی سازمان ویا رانت خواری وامثالهم استفاده می کند چه باید کرد!؟

به همانگونه که نمی توان در بیمارستانها از ابزارهای قدیمی وغیر قابل استفاده بهره گیری نمود به همین ترتیب نمی توان از مدیران نالایق استفاده نمود

 

 

یک مدیری که دارای انواع انحرافات اخلاقی وغیر اخلاقی است یا سازمان را تبدیل به یک زمین شوره زار می کند که نمی توان محصولی از آن برداشت نمود ولی یک مدیر لایق که می تواند در سازمان خود با کارمندان ارتباطات صحیح بر قرار کند یک زمین شوره زار را می تواند به یک زمین مساعد برای کشت آماده کند .مدیری که سواد هم داشته باشد ولی از سواد ش برای نابودی سازمان ویا رانت خواری وامثالهم استفاده می کند ویا برای منافع خود ودارودسته اش می جنگد برای هیچ کشوری مفید نیست باید ریشه چنین مدیرانی را در کشورها خشکاند  

 


تنها راه نجات کشور از بحران اقتصادی

تنها راه نجات کشور از بحران اقتصادی

افرادی که به دلایل غیر منطقی با کارمندان با تجربه وکارآمد در گیر هستند نباید به مشاغل حساس مدیریتی گمارده شوند

قبل از انتصاب باید بررسی شود که آیا افراد در سازمان خویش خوش نام هستند یا نه

انواع انحرافات افراد مخصوصا انحرافات اخلاقی فرد باید مورد توجه قرار گیرد افرادی که به لاابالی گری در سازمانهای خویش مشهورند نباید به مشاغل حساس مدیریتی گمارده شوند

مهمترین راه وعملی ترین راه نجات کشور از بحران اقتصادی فقط وفقط جابجایی مدیران مشاغل اقتصادی حساس است بدون ملاحظه باید مدیران نالایق از سیستم خارج شوند وبه جای آنها مدیران صالح وشایسته جایگزین شوند مدیر باید گرداننده خوبی باشد وقرار نیست یک مدیر از همه چیز سازمان اطلاعات کافی داشته باشد چه بسیار مدیرانی که دارای سواد سازمانی هم هستند ولی چون اصول مدیریت را نمی شناسند با دخالت های بیجا در امور سازمان وبرای اینکه خودرا خلاق جلوه دهند در اکثر امور اظهارنظر می کنند وخودرای هستند وهمیشه بر رای  خویش که بر منطق استوار نیست پافشاری می کنند وهرگز به آراء منطقی کارمندان توجه نمی کنند بدین ترتیب با درگیری هایی که در سازمانهای تجاری بوجود می آورند و باعث تضعیف روحیه کارمندان می شوند ویا با زور کارمندان را که سالم کار می کنند وزیر بار حرف زور نمی روند به ادارات دیگر منتقل می کنند واین امر باعث می شود که سازمانهای چابک نابود شود وهمان کارمندانی که  بنا به دلایلی که به مناطق دیگری که به ناحق انتقال یافته اند بروند به گونه ای پیگیر انتقام از مدیران نالایق هستند که همین امر باعث از بین رفتن شکوفایی سازمان می شود 

 


انتصاب مدیران نالایق مثل زدن مدرسه در بزرگراه می باشد

انتصاب مدیران نالایق مثل زدن مدرسه در بزرگراه می باشد

مثل انتصاب بعضی افراد به مشاغل حساس ومسئولیت وسرپرستی  سازمانها وهمچنین مهمتر از همه انتصاب آنها به مشاغل مدیریتی مثل زدن مدرسه در بزرگراه می ماند که نه تنها خطر وبحران دامن گیر مدیران ومسئولان بالاسری که آنها را به چنین مشاغلی فراخوانده اند می شود  بلکه بیشترین مشکلات بر می گردد به دانش آموزان که ممکن است در حین خروج از بزرگاه جان خودشان را از دست بدهند به همین نحو اگر مدیر نا لایقی را که اصول مدیریت را نمی شناسد وصرفا یک کار راه انداز ویا کار چاق کن است به این شغل بگمارندباعث می شود که تاوان این انتصاب نا بجا را کارمندان آن سازمان پس بدهند بارها وبارها تخلفات از طریق مدیران رده بالا انجام می شود ولی هنگام حساب وکتاب مدیر را با مقام بالاتری از محدوده مدیریتی خارج می کنند وپس از آن به حساب کارمندانی که هیچ دخالتی در تخلف ندارند می رسند.کارهای مربوطه را باید به صورت منطقی پیگیری کرد نه اینکه شرایط رشد را برای افراد خاطی وخائن بوجود بیاوریم وبعد شعارهایی مبنی بر سالم سازی فضای اداری ویا فرهنگ درستکاری بزنیم که خودمان عملا آن را قبول نداریم

 


علت اساسی بحران اقتصادی در کشورها ی در جریان توسعه

 

علت اساسی بحران اقتصادی در کشورها ی در جریان توسعه

انتصابات نابجا برای مشاغل مدیریتی منجر به بحرانهای اقتصادی می گردد

اداره امور کشورها درمشاغل اقتصادی وبازرگانی وتجاری باید به شایسته ترین ها سپرده شود

 

 

انتصابات باندی باید نابود شود

 

 

اگر نگاهی سطحی به دلایل اصلی بحران کنیم به این نتیجه می رسیم که عامل اصلی بحرانها به عوامل شخصیتی یک مدیر بر می گردد در تمام كشور‌ها به ويژه كشور‌هاي توسعه يافته، ‌براي پست هاي اداري و سازماني شرايط احراز معرفي مي گردد كه انتخاب و انتصاب افراد بر مبناي آن شرايط صورت مي گيرد در محتواي شرايط احراز موقعيت‌هاي اداري و دولتي، بخشي به ويژگي‌هاي شخصيتي مدير اختصاص داده شده است علت آن نيز به اهميت و نقش ويژگي‌هاي شخص مديران در رفتارهاي سازماني بر مي گردد كه از خود نشان مي‌دهند.متاسفانه در بسیاری از کشورها به شخصیت مدیران توجه نمی شود وافراد به صورت باندی به مشاغل مدیریتی دسترسی می یابند وچه بسا این افراد با توجه به اینکه مشکل اخلاقی دارند باعث بدنامی سازمان خویش ویا افرادی می گردند که آنها را برای مشاغل مدیریتی  انتخاب کرده است .بدین ترتیب نه تنها باید از رشد چنین افرادی جلوگیری بعمل آورد باید جلوی رشد آن عده ای هم که بنا به دلایلی که مطمئنا ممکن است اقتصادی باشد گرفت نباید از گزینش کنندگان آنها غافل بود این غده سرطانی را باید از مبدا نابود کرد بحران کنیم به این نتیجه می رسیم که عامل اصلی بحرانها به عوامل شخصیتی یک مدیر بر می گردد در تمام كشور‌ها به ويژه كشور‌هاي توسعه يافته، ‌براي پست هاي اداري و سازماني شرايط احراز معرفي مي گردد كه انتخاب و انتصاب افراد بر مبناي آن شرايط صورت مي گيرد در محتواي شرايط احراز موقعيت‌هاي اداري و دولتي، بخشي به ويژگي‌هاي شخصيتي مدير اختصاص داده شده است علت آن نيز به اهميت و نقش ويژگي‌هاي شخص مديران در رفتارهاي سازماني بر مي گردد كه از خود نشان مي‌دهند.متاسفانه در بسیاری از کشورها به شخصیت مدیران توجه نمی شود وافراد به صورت باندی به مشاغل مدیریتی دسترسی می یابند وچه بسا این افراد با توجه به اینکه مشکل اخلاقی دارند باعث بدنامی سازمان خویش ویا افرادی می گردند که آنها را برای مشاغل مدیریتی  انتخاب کرده است .بدین ترتیب نه تنها باید از رشد چنین افرادی جلوگیری بعمل آورد باید جلوی رشد آن عده ای هم که بنا به دلایلی که مطمئنا ممکن است اقتصادی باشد گرفت نباید از گزینش کنندگان آنها غافل بود این غده سرطانی را باید از مبدا نابود کرد


باید مراقب بود که به بهانه مردم داری ومشتری مداری باندهای رشوه خواری ورانت خواری گسترش یابد

 

در کشورهایی که در گیر بحرانهای اقتصادی هستند تنها چیزی که باید کنترل شود این است که انتصابات هدفمند گردد ومشاغل مدیریتی به هرکسی داده نشود خیلی از افراد ظرفیت پذیرش بسیاری از مشاغل را بخاطر وابستگی هایی که دارند نخواهند داشت

مسئولان نظارت کننده باید نظارت کنند که علت مردم داری ها ی بیش از حد از کجا نشات می گیرند

باید مراقب بود که به بهانه مردم داری ومشتری مداری باندهای رشوه خواری ورانت خواری گسترش یابد

مراقب باشیم که بیهوده افراد مورد تمجید قرار نمی گیرند

افرادی که دارای سوابق درخشان درزمینه اختلاس،رشوه و...دارند نباید در مشاغل حساس در کشور بکارگرفته شوند

 چطوراست که وقتی فردی یک خبطی می‌کند ناظران همه از آن سر در می‌آورند اما در جایی که فردی اقدام به ایجاد باند رشوه خواری در یک سازمان اقتصادی وتجاری وبازرگانی وامثالهم می نماید به عنوان  مدیران آن سازمانها به خدمت گرفته می شوند تازه اگر چنین مدیرانی شناسایی شوند باز هم از آنها در مشاغل مهمتری استفاده می شود وبعد در انتصابات می نویسند به علت سلامت کاری وتوانایی ومردم دارای ونجات سازمان و...شما را به این پست منتصب می کنیم

 


حال بیش از اندازه به ارببان رجوع جای تامل دارد

مشتری مداری بیش از اندازه

 

حال بیش از اندازه به اربابان رجوع جای تامل دارد

 

مراقب باشید که خوار کردن کارمندان وبها دادن به مشتریان ممکن است ناشی از اهداف غیر منطقی مدیران سر چشمه بگیرد

در سازمانهایی که کارمندان فقط نقش یک سرباز را ایفا می کنند باید بیشتر دقت شود

 

 هرگاه تمجید زیادی از مدیری می شود باید مراقبت کرد که این تعاریف ها ناشی از تخلفات عدیده گروهی و باند ی در سازمانها نباشد

 

بسیاری از مدیران تازه به دوران رسیده با امضاء غلط اسناد تجاری خودرا مدافع حقوق اربابان رجوع معرفی می کنند ومعمولا مشتریان سازمانهای تجاری خودرا تا سطحی بالتر از کارمندان زیر دست خود بالا می برند ودر آن سازمان کارمند هیچ کاره است ومشتری همه کاره سازمان بوده ودر جابجایی کارمندان نقش اساسی داشته وکارمندان سالم در چنین فضایی فقط به عنوان سرباز انجام وظیفه می کنند وعملا هیچ نقشی در اصلاح سازمان نخواهند داشت

 

 در چنین سبک های مدیریتی که بر مبنای رشوه خواری گروهی استوار است مدیریت به اربابان رجوع به عنوان ابزار سود نگاه می کنند واگر سودی متصور نباشد هرگز خودرا ملزم به حمایت مشتریان نمی کنند

 

 

 



ليست صفحات
تعداد صفحات : 141

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید