مرکزاطلاعات فنی امورگمرکی


دانشگاه مجازی گمرک(بزرگترین مرکزاطلاعات کلاسیک گمرک)

دیباچه

 

 
 
دیباچه
 
 
پروردگارا !        
سینه مرا گشاده دار و کارهایم را بر من آسان گردان وگره از زبانم بگشای تا سخنان مرا بفهمند.
 
 
 
بارالها !
هنوز نمی دانم فراق پدرم را به کدامین دادگاه گلایه کنم ، هجرانش را به کدامین دادگاه شکایت کنم لیک در راستای افق ایستاده ام ونگاهم را بر دروازه های زنگار بسته آسمان دوخته ام وبه رسا بودن سکوت فریاد می کشم و داد را به محکمه عدل الهی دعوت می کنم.
 
 
 
خداوندا !
هنوز نمی دانم که آن مرد آسمانی ستاره شمار ، در کدامین گهواره آسمانی به خواب ناز فرو رفته است ، تا ازروی مهربانی برخیزد وبه سوگوای تنهائیم بنشیند ، ورنه چگونه بتوانم به خوابم ، خاک مرده بپاشم ، لیک جدایی قانون است ومن بر رویت خدایم محرومم
 
 
 
خداوندگارا!
اینک دستانی بر قلبم چنگ می زند تا شقایق در دامنه کوههای زیر آب به گریستن دچار شود.
 
 
 
بارالها !
آنگاه که آن مرد آسمانی ستاره شمار را به خاک می سپردند وجنش عروسی او را بر پا می کردند ، من نبودم ، ولی در انتظارش لحظه ها را خون گریه کردم وثانیه ها را سرختر از خون گریستم.
 
 
 
پروردگارا !
می خواهم زلیوان اشک ، زلیوان فرقت ، زلیوان گریه گلویی تازه کنم ، من اشکهایم را قاب گرفته ام وبر دیوار اطاقم به یادگارش کوبیده ام.
                                                                
 
 
                           علی نویدی  
 

نويسنده: customs-navidi شماره خبر: 1 زمان: 21:31 تاريخ: چهارشنبه 23 شهریور 1390 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(2)



CopyRight| 2013 , ali navidi , All Rights Reserved
Powered By a.navidi@ymail.com | Template By: alinavidi



منوي اصلي

درباره سايت



برچسب هاي وب



کشورهاي جهانی بازديد کننده سايت


جاوا اسکريپت-اچ تي ام ال


جستجوگرسايت

Google

موضوعات وب


لینک های مفید



نويسندگان


آخرين مطالب



لینک دوستان


پيوندهای روزانه


لینک های مفید





سايت اشعار مديريت سايت


















امکانات وب



اخبار لحظه اي


جستجودراين سايت جستجودراينترنت